Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حال آمدن

تلفظ بین المللی : /hˈɑl ɑmˈadan/ تلفظ :‌ [h'Al Am'adan]
فرهنگ معینمترادف و متضاد
  • حال امدن
  • حال کسی جا یا سر جا یا سر جایش امدن
  • ادنی الحل
  • حال
  • حال انکه
  • حال دادن
  • حال مخصوص
  • حال ندار
  • حال گرفتن
فرهنگ معینمترادف و متضاد

فرهنگ معین

(مَ دَ) (مص ل .) بهبود یافتن ، چاق شدن .

مترادف و متضاد

۱. چاق شدن، فربه شدن ≠ لاغر شدن
۲. به شدن، بهبود یافتن، سرحال آمدن
۳. هوش آمدن، از حالت اغمابیرون آمدن، نیرو گرفتن، انرژی یافتن، بانشاطشدن ≠ مدهوش شدن، از هوش رفتن


کلمات مرتبط

  • حال امدن
  • حال کسی جا یا سر جا یا سر جایش امدن
  • ادنی الحل
  • حال
  • حال انکه
  • حال دادن
  • حال مخصوص
  • حال ندار
  • حال گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات