کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حاضر-به-خدمت | کلماتور
معنی کلمه : حاضر به خدمت
تلفظ بین المللی :
/hˈɑzer beː xˈedmat/
تلفظ :
[h'AzeR be: x'edmat]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حاضر به قبول
حاضر به یراق
حاضره
حضربه
غذا حاضره
کوخرد حاضره اسلامیه علی ضفاف نهر مهران
حاضر
حاضر ب جنگ شدن
حاضر بودن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
active
(صفت)
کاری، فعال، کنشی، معلوم، کنشگر، ساعی، دایر، حاضر به خدمت، تنزل بردار، با ربح، کنشور، پر کار
کلمات مرتبط
حاضر به قبول
حاضر به یراق
حاضره
حضربه
غذا حاضره
کوخرد حاضره اسلامیه علی ضفاف نهر مهران
حاضر
حاضر ب جنگ شدن
حاضر بودن
نظرات