Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حاران

تلفظ بین المللی : /hˈɑrɑn/ تلفظ :‌ [h'ARAn]
لغت نامه دهخدا
  • طاق الحرانی
  • علی حرانی
  • حیران شدن
  • حیرانی
  • ثابت بن قره حرانی
  • حمران بن اعین شیبانی
  • حوران
  • حیران گردنه
  • حسران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حاران . (اِخ ) خشک اول پسر عیفه متعه ٔ کالیب میباشد. رجوع به قاموس کتاب مقدس ص 307 شود.

حاران . (اِخ ) اسم مکانی یا شهری در شمال شرقی الجزیره واقع در میانه ٔ رود فرات و خابور و آن همان جائی است که تارح وفات یافته و مدفون گشت و پس از آن لابان برادر ربقه نیز در آنجا سکونت ورزید و عساکر آشوریان برآن دست یافتند و هنوز ...

کلمات مرتبط

  • طاق الحرانی
  • علی حرانی
  • حیران شدن
  • حیرانی
  • ثابت بن قره حرانی
  • حمران بن اعین شیبانی
  • حوران
  • حیران گردنه
  • حسران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات