معانی کلمه : حوران
لغت نامه دهخدا
حوران . [ ح َ ] (رومی ، اِ) طرخون و آن سبزیی است که خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه کند. (آنندراج ) (برهان قاطع). || پوست فیل . (اقرب الموارد). پوست پیل . (منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شهری است بدمشق نام ناحیتی نزدیک دمشق در راه دمشقئ حجاز .
دانشنامه عمومی
حوران (به عربی: حَوْران/حُوْران) فلاتی آتشفشانی و منطقه ای جغرافیایی در منطقهٔ شام در جنوب غربی سوریه است که تا گوشه ای از شمال غربی اردن کشیده شده است.
wiki: حوران
