معانی کلمه : جونده
لغت نامه دهخدا
جونده. [ ج َ وَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه چیزی را میجود. || فردی از راسته جوندگان. یک تن از جانوران راسته جوندگان. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوندگان شود.
فرهنگ عمید
۱. آن که یا آنچه چیزی را می جود.
۲. (اسم ) هریک از جانوران راستۀ جوندگان.
۲. (اسم ) هریک از جانوران راستۀ جوندگان.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- آنکه چیزی را می جود. ۲- فردی از راست. جوندگان یک تن از جانوران راست. جوندگان .
مترادف و متضاد
gnawer (اسم)
جونده
واژه نامه بختیاریکا
تَسِنا
