معانی کلمه : جولهه
لغت نامه دهخدا
جولهه. [ ل َ هََ / هَِ ] ( ص ، اِ ) مخفف جولاهه. بافنده. || عنکبوت ( برهان ) :
چون گربه باخیانت و چون موش نقب زن
چون عنکبوت جولهه چون خرمگس عوان.رجوع به جولاهه شود.
چون گربه باخیانت و چون موش نقب زن
چون عنکبوت جولهه چون خرمگس عوان.رجوع به جولاهه شود.
فرهنگ عمید
۱. = جولاه
۲. عنکبوت.
۲. عنکبوت.
