Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوف

تلفظ بین المللی : /dʒˈuːf/ تلفظ :‌ [dZ'u:f]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • جوف گذاری
  • جوف سرحان
  • جوف استوانه ای
  • جوف مخروطی
  • جوف میراب
  • در جوف قرار دادن
  • در جوف چیزی گذاردن
  • بنات الجوف
  • استان جوف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جوف . (ع ص ، اِ) ج ِ جوفاء، بمعنی دلو فراخ . (منتهی الارب ). رجوع به جوفاء شود.

جوف . [ ج َ وَ ] (ع ص ) فراخ . (منتهی الارب ). || (اِمص ) فراخی . سعه . وسعت . || (مص ) درون کاواک (خالی و بی مغز) شدن . وفعل آن از سمع است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

جوف . [ ج َ ] (ع اِ) زمین پست و هموار. (منتهی الارب ) (اقرب الم...

فرهنگ عمید

۱. اندرون چیزی، داخل چیزی.
۲. [قدیمی] شکم.

فرهنگ معین

(جُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فراخ شدن . ۲ - (اِ. ) شکم و داخل هر چیزی .۳ - زمین فراخ و وسیع .

فرهنگ فارسی

سطح مقطع ستون هوای تشکیل‌شده در لولۀ یک ساز بادی

شکم، اندرون چیزی، داخل چیزی، اجواف جمع
۱-( مصدر ) فراخ شدن درون کاواک شدن . ۲- ( اسم ) هر چیز که در میان چیزی دیگر باشد: اندرون . ۴- شکم . جمع : اجواف .
جمع جوفائ بمعنی دلو فراخ

دانشنامه عمومی

جوف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:جوف (شهر)جوف (عربستان)wiki: عربی ( اَلجُوف ) شهر آبادیست در استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.فهرست شهرهای یمنهمچنین شهر الجوف مرکز قضاء الجوف نیز می باشد.این شهر به تربیت اسب های عربی (الخیول العربیة) مشهور است.wiki: عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. «شهر جوف» در شمال شرقی شهر تبوک، و در سر راه ارتباطی دهستان های سکاکه و فبدنه، ...

مترادف و متضاد

پیوست، تلو، داخل، درون، ضمیمه، لا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَرْسَاهَا: ریشه دارش کرد - استوارش کرد (و الجبال أرساها - یعنی کوهها را بر زمین استوار کرد تا زمین نوسان و اضطراب نکند ، و بتواند آبها و معدنها را در جوف خود ذخیره کند ، همچنان که سایر آیات قرآنی از این جریان خبر داده )معنی مُسَحَّرِینَ: جادو شده ها -دارای شکمها - دارای ریه ها (قالوا انما انت من المسحرین یعنی تو از کسانی هستی که نه یک بار و دو بار ، بلکه پی در پی جادو میشوند و ...

فرهنگستان زبان و ادب

{bore} [موسیقی] سطح مقطع ستون هوای تشکیل شده در لولۀ یک ساز بادی

کلمات مرتبط

  • جوف گذاری
  • جوف سرحان
  • جوف استوانه ای
  • جوف مخروطی
  • جوف میراب
  • در جوف قرار دادن
  • در جوف چیزی گذاردن
  • بنات الجوف
  • استان جوف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات