Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جور بجور

تلفظ بین المللی : /dʒˈuːr bedʒˈuːr/ تلفظ :‌ [dZ'u:R bedZ'u:R]
مترادف و متضاد
  • جور بجور کردن
  • جوربجور شونده
  • جورج باورز
  • یواس اس جورج ای بجر
  • جوراجور
  • جوربور
  • جور
  • جور بودن
  • جور بودن با
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

omnifarious (صفت)
رنگارنگ، همه جور، جور بجور

patchy (صفت)
جور بجور، تکه تکه، وصله وصله، وصله دار

کلمات مرتبط

  • جور بجور کردن
  • جوربجور شونده
  • جورج باورز
  • یواس اس جورج ای بجر
  • جوراجور
  • جوربور
  • جور
  • جور بودن
  • جور بودن با
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات