معانی کلمه : جوراجور
لغت نامه دهخدا
جوراجور. ( ص مرکب ) مختلف و متنوع. گوناگون. جورواجور.
فرهنگ فارسی
مختلف و متنوع گوناگون جوراجور
مترادف و متضاد
گوناگون، متنوع، مختلف، نوعبهنوع ≠ همگون، یکسان
kaleidoscopic (صفت)
رنگارنگ، جوراجور، وابسته به لوله شکل نما
