Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوراجور

تلفظ بین المللی : /dʒuːrˈɑdʒuːr/ تلفظ :‌ [dZu:R'AdZu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جوربجور شونده
  • جورواجور کردن
  • جورواجوری
  • جورواجور
  • باسانی جورجو
  • بلاندراتا جورجو
  • بیاندراتا جورجو
  • جورواجو
  • جورجو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جوراجور. ( ص مرکب ) مختلف و متنوع. گوناگون. جورواجور.

فرهنگ فارسی

مختلف و متنوع گوناگون جوراجور

مترادف و متضاد

گوناگون، متنوع، مختلف، نوع‌به‌نوع ≠ همگون، یکسان

kaleidoscopic (صفت)
رنگارنگ، جوراجور، وابسته به لوله شکل نما

کلمات مرتبط

  • جوربجور شونده
  • جورواجور کردن
  • جورواجوری
  • جورواجور
  • باسانی جورجو
  • بلاندراتا جورجو
  • بیاندراتا جورجو
  • جورواجو
  • جورجو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات