کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جماع-کردن | کلماتور
معنی کلمه : جماع کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒamˈɑʔ kˈardan/
تلفظ :
[dZam'A? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اینسو انسو جمع کردن
با هم جمع کردن
با چنگک جمع کردن
بادبان را جمع کردن
بصورت توده جمع کردن
پیچیدن و جمع کردن بادبان
چرک جمع کردن
توت جمع کردن
جمع اوری کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
couple (فعل)جفت کردن، پیوستن، بهم بستن، وصل کردن، جماع کردن، جفت شدن، عمل امتزاج و جفت کردنride (فعل)سوار شدن، سواری کردن، جماع کردنcopulate (فعل)مقاربت جنسی کردن، جماع کردن...
کلمات مرتبط
اینسو انسو جمع کردن
با هم جمع کردن
با چنگک جمع کردن
بادبان را جمع کردن
بصورت توده جمع کردن
پیچیدن و جمع کردن بادبان
چرک جمع کردن
توت جمع کردن
جمع اوری کردن
نظرات