کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : با هم جمع کردن
تلفظ بین المللی :
/bɑ hˈam dʒˈamʔ kˈardan/
تلفظ :
[bA h'am dZ'am? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با هم جمع شده
با هم اتحاد کردن
با هم امیختن
با هم بافتن
با هم بیگانه کردن
با هم جاری شونده
با هم جوش خورده
با هم عوض کردنی
با هم قرینه کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sum
(فعل)
حساب کردن، جمع کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موجز کردن
کلمات مرتبط
با هم جمع شده
با هم اتحاد کردن
با هم امیختن
با هم بافتن
با هم بیگانه کردن
با هم جاری شونده
با هم جوش خورده
با هم عوض کردنی
با هم قرینه کردن
نظرات