کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جلب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جلب کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈalb kˈardan/
تلفظ :
[dZ'alb k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
بدادگاه جلب کردن
جلب رضایت کردن
جلب لطف کردن
مشتری جلب کردن
رضایت جلب کردن
جیب بری کردن
جیب کسی را کاملا خالی کردن
جذب سطحی کردن
جذب کردن
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ معین
(جَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - کشانیدن ، آوردن . ۲ - دستگیر کردن ، بازداشت کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کشانیدن آوردن : ( ( او را بمحکمه جلب کردند. ) )
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
attract (فعل)جذب کردن، جلب کردن، مجذوب ساختن، مجذوب کردنhave (فعل)دانستن، بدست اوردن، جلب کردن، گذاشتن، رسیدن به، داشتن، کردن، وادار کردن، صرف کردن، دارا بودن، بهره مند شدن از، مالک بودن، باعی انجام کاری شدن، در مقابل داراsolicit (فعل)تقاضا کردن، درخواست کردن، خواستن، بیرون کشیدن، جلب کردن، التماس کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، وسوسه کردنcatch (فعل)بدست اوردن، درک کردن، گرفتن، جلب کردن، از هوا گر...
فرهنگ فارسی ساره
واکشیدن
کلمات مرتبط
بدادگاه جلب کردن
جلب رضایت کردن
جلب لطف کردن
مشتری جلب کردن
رضایت جلب کردن
جیب بری کردن
جیب کسی را کاملا خالی کردن
جذب سطحی کردن
جذب کردن
نظرات