کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جعد-شدن | کلماتور
معانی کلمه : جعد شدن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈaʔd ʃˈodan/
تلفظ :
[dZ'a?d S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جند شاخه شدن
جلد شدن
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار اداب معاشرت
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار در اداب و سنن
جد بن قیس در شان نزول
جعد
جعد موی
جعد و شکن گیسو
جعد سا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جعد شدن. [ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تجعد. ( تاج المصادر بیهقی ). مجعد گردیدن موی. دارای چین و شکنج شدن موی.
- جعد شدن موی ؛ تجعد. مجعد گردیدن موی.
فرهنگ فارسی
تجعد مجعد گردیدن موی یا جعد شدن موی تجعد .
کلمات مرتبط
جند شاخه شدن
جلد شدن
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار اداب معاشرت
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار در اداب و سنن
جد بن قیس در شان نزول
جعد
جعد موی
جعد و شکن گیسو
جعد سا
نظرات