کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : جسمانیت
تلفظ بین المللی :
/dʒˌasemɑnˈiːjat/
تلفظ :
[dZ,asemAn'i:jat]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جسمانیت خدا
جسمانیت خداوند
تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
سلامت جسمانی
انسان شناسی جسمانی
عالم جسمانی
عشق جسمانی
عرش جسمانی
حساسیت جسمانی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) جسمانی بودن جسم بودن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
flesh (اسم)حیوانیت، جسم، تن، گوشت، شهوت، جسمانیت، مغز میوهcorporality (اسم)بدن، جسم، جسمانیت، هستی جسمانیtemporality (اسم)زودگذری، جسمانیت، عرفیت، بیدوامی، دارایی دینوی، درامد روحانیونconcretion (اسم)تحجر، سفت شدگی، جسمانیت، ذاتی بودنsensuality (اسم)نفس اماره، شهوانیت، جسمانیت، نفس گرایی، حس گرایی، نفسانیت، هوسرانی، شهوت پرستیsensualism (اسم)شهوانیت، جسمانیت، نفس گرایی، حس گرایی، نفسانیت، هوسرانی،...
کلمات مرتبط
جسمانیت خدا
جسمانیت خداوند
تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
سلامت جسمانی
انسان شناسی جسمانی
عالم جسمانی
عشق جسمانی
عرش جسمانی
حساسیت جسمانی
نظرات