معانی کلمه : سلامت جسمانی
فرهنگ فارسی
وضعیتی که در آن همۀ یاختهها و اعضای بدن با ظرفیت بهینه و در هماهنگی کامل با یکدیگر کار میکنند
فرهنگستان زبان و ادب
{physical health} [علوم سلامت] وضعیتی که در آن همۀ یاخته ها و اعضای بدن با ظرفیت بهینه و در هماهنگی کامل با یکدیگر کار می کنند
