Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جردیه

تلفظ بین المللی : /dʒardˈije/ تلفظ :‌ [dZaRd'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاد جرده
  • شاه داراب جردی
  • جریده نگار
  • جریدهنگار
  • جُرده
  • جرده
  • جریده
  • جرده برد
  • جرده جورده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جردیه. [ ] ( اِخ ) نام خدمتکار مالک بن ربیت مازنی است. و آن هردو بدست فرستادگان مروان حکم گرفتار شدند. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 227 شود.

فرهنگ فارسی

نام خدمتکار مالک بن ربیت مازنی است و آن هر دو بدست فرستادگان مروان حکم گرفتار شدند .

کلمات مرتبط

  • شاد جرده
  • شاه داراب جردی
  • جریده نگار
  • جریدهنگار
  • جُرده
  • جرده
  • جریده
  • جرده برد
  • جرده جورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات