کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جرداء | کلماتور
معنی کلمه : جرداء
تلفظ بین المللی :
/dʒardˈɑ/
تلفظ :
[dZaRd'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
جرداق جورج سجعان
جرباء
جرج جرداق
جردادن
جداء
جدراء
جرآء
جراء
جراءه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
جرداء. [ج َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث اَجرَد؛ مرد بیموی. ( از متن اللغة ) ( از منتهی الارب ). || نعل جرداء؛ کفش بی موی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خرمای بی برگ. ( مهذب الاسماء ). || سنگ سخت وتابان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || ناقه پرخور. ( از متن اللغة ). || زمین گشاد کم گیاه. ( از متن اللغة ). ارض جرداء؛زمین بی نبات. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تمام و آزاد...
کلمات مرتبط
جرداق جورج سجعان
جرباء
جرج جرداق
جردادن
جداء
جدراء
جرآء
جراء
جراءه
نظرات