معانی کلمه : جرباء
لغت نامه دهخدا
جرباء. [ ج ِ رِب ْ با ] (ع اِ) جُرُبّاء. (منتهی الارب ). رجوع به جرباء مزبور شود.
جرباء. [ ] (اِخ ) دختر قسامة. مادرزن حضرت امام حسن (ع ) و مادر اسحاق بن طلحه . (از قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ معین
(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آسمان . ۲ - ناحیه ای از آسمان که در آن فلک ماه و آفتاب می گردد. (به باور قدما ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه]
...
...
wikifeqh: جرباء
