معنی کلمه : جباء
لغت نامه دهخدا
جباء. [ ج ُب ْ ب َءْ ] (ع ص ، اِ) بددل . || نوعی از تیر. (منتهی الارب ).
جباء. [ ج َ ب َءْ ] (اِخ ) دهی است بیمن . (از منتهی الارب ). کوهی نزدیک یمن و گفته اند دهی است به یمن . (معجم البلدان ).

جباء. [ ج ُب ْ ب َءْ ] (ع ص ، اِ) بددل . || نوعی از تیر. (منتهی الارب ).
جباء. [ ج َ ب َءْ ] (اِخ ) دهی است بیمن . (از منتهی الارب ). کوهی نزدیک یمن و گفته اند دهی است به یمن . (معجم البلدان ).