Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جذب

تلفظ بین المللی : /dʒˈazb/ تلفظ :‌ [dZ'azb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • جذب به وسیله مکیدن
  • جذب سطحی
  • جذب سطحی کردن
  • جذب شدن
  • جذب شدنی
  • جذب شده بدرون
  • جذب و ترکیب غذا
  • جذب کردن
  • جذب کرده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جذب . [ ] (اِخ ) شهرکی است بشام ، خرم و آبادان وخرد و با کشت بسیار و آبهای روان . (حدود العالم ).

جذب . [ ج َ ذَ ] (ع اِ) پیه خرما. (منتهی الارب ). پیه خرمابن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جمارالنخل و هو شحم النخل . (از اقرب الموارد). || سخت از پیه خرما. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خشن از پیه خرما. (ازاقرب الموارد). و فی الحد...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ دفع] به سوی خود کشیدن، کشش.
۲. گیرایی، جاذبه.
۳. [مجاز] استخدام.
۴. (زیست شناسی ) دریافت مواد غذایی و مایعات به بدن موجود زنده.
۵. (فیزیک ) ربایش.
۶. (تصوف ) جذبه.

فرهنگ معین

(جَ ) [ ع . ] (مص م . ) به سوی خود کشیدن ، ربودن .

دانشنامه آزاد فارسی

جَذب (absorption)در فیزیک، گرفتن مادّه یا انرژی از ماده ای دیگر. از آن جمله است جذب مایع با جامد، مثلاً جذب جوهر با خشک کن یا جذب گاز با مایع، مثلاً جذب آمونیاک با آب. در فیزیک، جذب انتخابی پدیده ای است که از طریق آن مادّه انرژی حاصل از پرتوی با طول موج خاص را در خود نگه می دارد، مثلاً یک تکه شیشۀ آبی رنگ همۀ امواج طیف نور مریی، جز طول موج های رنگ آبی، را به خود جذب می کند. به اُفت نسبی انرژی حاصل...

فرهنگ فارسی

[شیمی]‌ فرایندی که در آن مایع یا گاز به درون حفره‌های یک مادۀ جامد کشیده می‌شود [فیزیک]‌ ورود انرژی یا ماده به محیط بی‌آنکه بازتاب یا گسیل داشته باشد متـ . درجذبش

کشیدن، بسوی خودکشیدن، کشش، ضددفع، ربایش
۱-( مصدر ) بسوی خود کشیدن ربودن . ۲- ( اسم ) کشش ربایش . ۳- جاذبه
شهرکی است بشام خرم و آبادان و خرد و با کشت بسیار و آبهای روان .

دانشنامه عمومی

جذب (به انگلیسی: Sorption) فرایندی شیمیایی و فیزیکی است که در طی آن یک ماده بر دیگری می چسبد. گونه های ویژه جذب در زیر آمده اند:برجذبش (به انگلیسی: Adsorption) یا جذب سطحی، فرایند جذب اتم ها یا مولکول های موجود در یک مایع یا گاز در تماس با یک سطح جامد است. این جذب به وسیلهٔ نیروهای چسبندگی و همدوسی روی می دهد.درجذبش (به انگلیسی: Absorption) فرایندی فیزیکی یا شیمیایی است که طی آن اتم ها،مولکول ها ی...

مترادف و متضاد

انجذاب، جاذبه، ربایش، کشش

absorbency (اسم)جذب، قدرت جذب، خاصیت درکشی یا دراشامی، تحلیل، قابلیت جذب، فرو بریabsorption (اسم)جذب، انجذاب، درکشی، در اشامی، خوردattraction (اسم)جذب، جاذبه، جلب، کشش، کشندگیsorption (اسم)جذب، جذب سطحیsuction (اسم)جذب، مک زنی، مکش، عمل مکیدن، جذب به وسیله مکیدنimbibition (اسم)جذب، استنشاق، درک، اشباع...

فرهنگ فارسی ساره

کشش، گیرش، ربایش

فرهنگستان زبان و ادب

{absorption} [شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار] [شیمی] فرایندی که در آن مایع یا گاز به درون حفره های یک مادۀ جامد کشیده می شود [فیزیک] ورود انرژی یا ماده به محیط بی آنکه بازتاب یا گسیل داشته باشد متـ . درجذبش

کلمات مرتبط

  • جذب به وسیله مکیدن
  • جذب سطحی
  • جذب سطحی کردن
  • جذب شدن
  • جذب شدنی
  • جذب شده بدرون
  • جذب و ترکیب غذا
  • جذب کردن
  • جذب کرده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات