Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جدل داشتن

تلفظ بین المللی : /dʒˈadal dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [dZ'adal d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جدا داشتن
  • جدل
  • جدل کردن
  • جدل خاستن
  • جدل زدن
  • جدل احسن
  • ال بحی و جدل
  • اهل جدل
  • بحی و جدل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جدل داشتن. [ ج َ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) خصومت و دشمنی داشتن. ( از آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ارمغان آصفی ) :
نیست صائب ملک تنگ عافیت جای دو شاه
زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها.
صائب ( از آنندراج ).
دلم بلاله و گل بی رخت جدل دارد
بهار داغم از این عیش بی محل دارد.
جلال اسیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خصومت داشتن دعوی داشتن مناقبه داشتن .

کلمات مرتبط

  • جدا داشتن
  • جدل
  • جدل کردن
  • جدل خاستن
  • جدل زدن
  • جدل احسن
  • ال بحی و جدل
  • اهل جدل
  • بحی و جدل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات