معانی کلمه : جدل خاستن
لغت نامه دهخدا
جدل خاستن. [ ج َ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) خصومت و دشمنی بپاشدن :
هر دو را خاست جدل از سبب هستی فضل
در میان رفت فراوان سخن از مدحت و ذم.
هر دو را خاست جدل از سبب هستی فضل
در میان رفت فراوان سخن از مدحت و ذم.
فرهنگ فارسی
خصومت و دشمنی بپا شدن
