Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جدری

تلفظ بین المللی : /dʒˈadri/ تلفظ :‌ [dZ'adRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کتاب الجدری و الحصبه
  • الجدری و الحصبه
  • ترجمه کتاب الجدری و الحصبه
  • جدرین
  • جدریه
  • جدریون
  • ذنب الجدی
  • رابطۀ سرعت ـ جریان
  • راس الجدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جدری . [ ج َ دَ ] (ع اِ)آبله و چیچک . (ناظم الاطباء). جُدری و جُدَری . (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). رجوع به جُدری شود.

جدری . [ ج َ دَ ] (ص نسبی ) منسوب بقریه ٔ جدر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). این نسبت قیاسی است وبرخلاف قیاس جیدری نیز آمده است . (از تاج العروس ).

جدری . [ ج ُ ] (ع اِ) نوعی از آبله که بر ا...

فرهنگ عمید

آبله، چیچک.

فرهنگ معین

(جُ دَ ) [ ع . ] (اِ. ) آبله ، نوعی آبله که بر پاهای کودکان پدید آید، چیچک .

فرهنگ فارسی

( اسم ) آبله نوعی از آبله که بر پاهای کودکان پدید آید چیچک . یا جدری کاذب . آبله مرغان
منسوب بقریه جدر این نسبت قیاسی است و بر خلاف قیاس جیدری نیز آمده است .

کلمات مرتبط

  • کتاب الجدری و الحصبه
  • الجدری و الحصبه
  • ترجمه کتاب الجدری و الحصبه
  • جدرین
  • جدریه
  • جدریون
  • ذنب الجدی
  • رابطۀ سرعت ـ جریان
  • راس الجدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات