معانی کلمه : راس الجدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
قسمتی از منطقة البروج در محاذات اول برج جدی که هر وقت آفتاب در این نقطه باشد نهایت دوری آن در طرف جنوب از خط استوا و مطابق با اول زمستان است.
فرهنگ معین
( رأس الجدی ) ( ~ُ لْ ج َ دَ ) [ ع . ] (اِمر. ) بخشی از منطقة البروج به محاذات اول برج جدی . ورود خورشید به این منطقه برابر با اول زمستان است .
فرهنگ فارسی
بخشی از منطقه البروج بمحاذات اول برج جدی .هر گاه آفتاب بدین نقطه رسد نهایت بعد آنست از خط استوا از سوی جنوب و آن مطابق اول زمستان است .یا مدار راس الجدی .بهنگام انقلاب شتوی آفتاب بالای خطی که در ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه و ۳٠ ثانیه در جنوب خط استوا قرار دارد میرسد . این خط را مدار راس الجدی گویند.
