Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جد و جهد

تلفظ بین المللی : /dʒˈad vˈa dʒˈahd/ تلفظ :‌ [dZ'ad v'a dZ'ahd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جد و جهد کردن نزاع کردن
  • جد و جهد کردن
  • هفت جد و اباد بترتیب
  • جد و هزل
  • رسائل طیف الخیال فی الجد و الهزل
  • جدو
  • زخم جدو
  • کریشنامورتی جدو
  • جدو شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جد و جهد. [ ج ِدْ دُ ج َ ] ( ترکیب عطفی ،اِ مرکب ) سعی و کوشش. پشت کار. فعالیت :
وامی ست بزرگ شکر او برتو
بگذار بجد و جهد وامش را.
ناصرخسرو.
و در مکاسب جد و جهد لازم شمرد. ( کلیله و دمنه ).این کلمه با کردن استعمال میشود.

فرهنگ فارسی

سعی کوشش پشت کار فعالیت

مترادف و متضاد

endeavor (اسم)
کوشش، تلاش، سعی، جد و جهد، مجاهدت، سعی بلیغ

endeavour (اسم)
جد و جهد، مجاهدت، سعی بلیغ

کلمات مرتبط

  • جد و جهد کردن نزاع کردن
  • جد و جهد کردن
  • هفت جد و اباد بترتیب
  • جد و هزل
  • رسائل طیف الخیال فی الجد و الهزل
  • جدو
  • زخم جدو
  • کریشنامورتی جدو
  • جدو شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات