Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جدو

تلفظ بین المللی : /dʒdˈo/ تلفظ :‌ [dZd'o]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • جدو شدن
  • جدو تگزاس
  • زخم جدو
  • کریشنامورتی جدو
  • غسان بن جدو
  • عظیم الجدوی
  • قطعه نمونۀ جدول محصول
  • قلیل الجدوی
  • تنظیم به صورت جدول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

جدو. [ ج ِ دَ ] (اِ) بیماری در پای اسب از بسیار رفتن . جرب در اسب . (یادداشت مؤلف ) :
داده ست مرا شاه ستوری جدو و لنگ
اسبی و خس و (؟) پیر کجا زنگ زند زنگ .

(ازنسخه ای از لغت اسدی ).


جدو. [ ج َدْوْ ] (ع مص ) عطا کردن بر کسی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) . بخشیدن بر کسی . (ازشرح قاموس ): جدا علیه ؛ ...

فرهنگ فارسی

بیماری در پای اسب از بسیار رفتن جرب در اسب .

گویش مازنی

۱زخمی که سرش باز شده ۲زخم بسیار عمیق و عفونی

/jedo/ زخمی که سرش باز شده - زخم بسیار عمیق و عفونی

کلمات مرتبط

  • جدو شدن
  • جدو تگزاس
  • زخم جدو
  • کریشنامورتی جدو
  • غسان بن جدو
  • عظیم الجدوی
  • قطعه نمونۀ جدول محصول
  • قلیل الجدوی
  • تنظیم به صورت جدول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات