جبون . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است به یمن . (از منتهی الارب ).
جبون . [ ج َ ] (از ع ، ص ) جَبان . بزدل . ترسو. این کلمه در فارسی متداول است و در قوامیس معتبر دیده نشده .
جبون. [ ج َ ] ( از ع ، ص ) جَبان. بزدل. ترسو. این کلمه در فارسی متداول است و در قوامیس معتبر دیده نشده.جبون. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است به یمن. ( از منتهی...