Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جانکن

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑnakˌan/ تلفظ :‌ [dZ'Anak,an]
لغت نامه دهخدا
  • جانکندن
  • عبهر جانان
  • جاننثار
  • جاننثاری
  • جانپناه
  • خود جاکنی
  • جانکی
  • کتک جانانه زدن
  • جان کن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جانکن . [ ک َ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ روح و جان . (ناظم الاطباء). || در حال نزع . کسی که جان دهد. محتضر. || مجازاً، بسیار رنج برنده . رنج و تعب بسیار برنده : بیاد لعل او فرهاد جان کن کننده کوه را چون مرد کان کن . نظامی .کان کن لعل چون رسید بکان جان کنی را مدد رسید ز جان .نظامی ....

کلمات مرتبط

  • جانکندن
  • عبهر جانان
  • جاننثار
  • جاننثاری
  • جانپناه
  • خود جاکنی
  • جانکی
  • کتک جانانه زدن
  • جان کن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات