معانی کلمه : ثانی اثنین
لغت نامه دهخدا
ثانی اثنین. [ اِ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) دوم دو. || یکی از دو. || دومی. || مجازاً، همتا. تالی تلو. نسخه ثانی. عدیل. قرین. نائب مناب. قائم مقام. دیگرم. لنگه. دگر. دیگر. || کنایه از مثل و مانند ونظیر. چرا که عدد دوم از مجموع دو عدد و بالضروره در ذات و اکثر صفات مثل عدد اول خواهد بود. ( غیاث ).
فرهنگ عمید
۱. دوم از دو.
۲. یکی از دو.
۳. (صفت ) [مجاز] مثل، مانند، نظیر.
۲. یکی از دو.
۳. (صفت ) [مجاز] مثل، مانند، نظیر.
