ثانی . (اِخ ) جان ممی . متوفی 995 هَ . ق . او را دیوانی است بترکی .
ثانی . (اِخ ) تخلص شاه عباس ثانی صفوی در شعر و این رباعی ازوست :از هجر توام بدیده خون میگردداحوال دلم بی تو زبون میگرددای دوست اگر ترا ببیند ثانی برگرد سرت ببین که چون میگردد.و رجوع به عباس ... شود....
فرهنگ عمید
۱. دوم. ۲. [مجاز] همتا، نظیر.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِ. ) دوم .
فرهنگ فارسی
دوم ، ثانیا: دوم بار، باردوم، دوباره، ثانی اثنین: دوم دو، یکی ازدو، کنایه ازمثل ونظیر ( اسم ) ۱- دوم دویم . ۲- جفت . ۳- دو تا کننده . تخلص شاه عباس ثانی صفوی در شعر
مترادف و متضاد
تالی، جفت
۱. دوم ۲. تالی، جفت
second()
ثانوی، ثانی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ثَانِیَ: دوم - دومی -شکننده (در عبارت " ثَانِیَ عِطْفِهِ " شکستن پهلو کنایه از روگرداندن است ، گویی کسی که از چیزی روی میگرداند ، یک پهلوی خود را خم میکند و میشکند . )معنی عِطْفِهِ: پهلویش (در عبارت " ثَانِیَ عِطْفِهِ " شکستن پهلو کنایه از روگرداندن است ، گویی کسی که از چیزی روی میگرداند ، یک پهلوی خود را خم میکند و میشکند . )ریشه کلمه: ثنی (۲۹ بار)«ثانی» از مادّه «ثنی» به معنای...