تیمار داشتن. [ ت َ ]( مص مرکب ) اهتمام. اعتناء. تعاهد. تعهد کردن. پرستاری کردن. مواظبت کردن. مراقبت کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). توجه داشتن. ( ناظم الاطباء ) : مثل زنندکه آید طبیب ناخوانده چو تندرستی تیمار دارد از بیمار.ابوحنیفه اسکافی.گفت یا امیرالمؤمنین فضل سهل پسنده باشد که وی شغل کدخدائی مرا تیمار دارد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب 137 ). من اندیشیدم و بپذرفتم از خدای عز و جل اگر قضائیست بر سر ...