Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیمار کردن

تلفظ بین المللی : /timˈɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [tim'AR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تیار کردن
  • بیمار کردن
  • تار و مار کردن
  • تار کردن
  • تیمار
  • تیمار والدینی
  • تیمار بذر
  • تیمار فرادمایی
  • تیمار بر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تیمار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب )پرستاری کردن. ( از ناظم الاطباء ). تعهد و غمخواری و حراست و مواظبت حال کسی کردن. توجه و مراقبت کردن ازکسی یا بیماری یا چیزی : و چون او نیز از دنیا برفت پسر او احمدخان پادشاه شد. این شمس آباد راتیمار نکرد تا خراب شد. ( تاریخ بخارا ص 35 ). خاندانهای بزرگ قدیم را تیمار کردی و مردمان اصیل را نیکو داشتی هم از عرب و هم از عجم. ( تاریخ بخارا ص 70 ).یکی عاطفت سیرت خویش کر...

فرهنگ فارسی

خدمت کردن

مترادف و متضاد

غم‌خواری کردن

پرستاری کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن

۱. پرستاری کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن
۲. خدمت کردن
۳. غمخواری کردن

groom (فعل)
اراستن، زیبا کردن، تیمار کردن، داماد شدن

کلمات مرتبط

  • تیار کردن
  • بیمار کردن
  • تار و مار کردن
  • تار کردن
  • تیمار
  • تیمار والدینی
  • تیمار بذر
  • تیمار فرادمایی
  • تیمار بر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات