Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیزچنگ

تلفظ بین المللی : /tˈiztʃanɡ/ تلفظ :‌ [t'iztSang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • تیزچنگال
  • تیزچنگی
  • تیز چنگ
  • تیزجنگ
  • تیزنگ
  • تیزنگر
  • تیزدنگ سفلی
  • تیزدنگ علیا
  • تیچنگو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

تیزچنگ . [ چ َ ] (ص مرکب ) دلاور و بهادر و کسی که چیزی را به جلدی و چابکی اخذ کند. (ناظم الاطباء). قوی پنجه . که دست و پنجه ٔ سخت نیرومند دارد. نیرومند. زورمند. چابک : که داری از ایرانیان تیزچنگ که پیش من آید بدین دشت جنگ . فردوسی .به پیش اندرون رستم تیزچنگ پس پشت شاه و سواران جنگ . فردوسی .یکی لشکر آمد پس ما به جنگ چو کلباد و نستیهن تیزچنگ . فردوسی .گرش صدهزارند گردان جنگ همه درگه جنگ و کین تیزچن...

فرهنگ عمید

آن‌که چیزی را به‌تندی و با چالاکی بگیرد.


کلمات مرتبط

  • تیزچنگال
  • تیزچنگی
  • تیز چنگ
  • تیزجنگ
  • تیزنگ
  • تیزنگر
  • تیزدنگ سفلی
  • تیزدنگ علیا
  • تیچنگو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات