معانی کلمه : تک گویی
دانشنامه آزاد فارسی
تَک گویی (soliloquy)
(یا: گفت وگوی با خود؛ حدیث نَفْس)در نمایش، اندیشیدن با صدای بُلند. تک گویی، گفتاری است برای استفادۀ تماشاگر/مخاطب و قاعدتاً در آن لحظه هیچ بازیگر دیگر حاضر در صحنه آن را نمی شنود.
(یا: گفت وگوی با خود؛ حدیث نَفْس)در نمایش، اندیشیدن با صدای بُلند. تک گویی، گفتاری است برای استفادۀ تماشاگر/مخاطب و قاعدتاً در آن لحظه هیچ بازیگر دیگر حاضر در صحنه آن را نمی شنود.
wikijoo: تک_گویی
فرهنگ فارسی
سخنانی که یک شخصیت بهتنهایی بر روی صحنه بیان میکند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
soliloquy (اسم)
گفتگو با خود، تک گویی
فرهنگستان زبان و ادب
{soliloquy, monolog / monologue} [هنرهای نمایشی] سخنانی که یک شخصیت به تنهایی بر روی صحنه بیان می کند
