تک و پوی. [ ت َ ک ُ ] ( ترکیب عطفی ،اِ مرکب ) تاخت و دو و دو تیز و تند. ( ناظم الاطباء ).تکاپوی. آمد و شد از روی تعجیل و شتاب : خورشیدرخا وصل تو جویم شب و روزچون سایه ازآن در تک و پویم شب و روز.سوزنی.به پیش باد نه آن نامه تا به من برسدکه هیچ پیک نیابی چو باد با تک و پوی.سوزنی.شاهزاده از جست و جوی و اسب از تک و پوی فروماند. ( سندبادنامه ص 253 ). || جستجوی و تفحص و تفتیش. ( ناظم الاطباء ). تکاپوی. ت...