کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تک-و-توک | کلماتور
معانی کلمه : تک و توک
تلفظ بین المللی :
/tˈak vˈa tˈuːk/
تلفظ :
[t'ak v'a t'u:k]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
تکوتوک
تک و تا
تک و تو
تک و تیم
تک و تینار
تک و پز
تک و په
تک و په داشتن
تک و تل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
تک و توک. [ ت َک ُ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ، از اتباع ) در تداول عامه ، بندرت. معدودی. قلیل. بندرت بکمیت عددی : تک و توکی برگ بر درختان مانده است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در تداول عامه بندرت معدودی
گویش مازنی
به ندرت – گاه به گاه
/tako took/ به ندرت – گاه به گاه
مترادف و متضاد
single
(صفت)
مجرد، تنها، عزب، فردی، تک، فرد، واحد، منفرد، انفرادی، تک و توک، یک نفری، یک لا، یک رشته
sporadic
(صفت)
متناوب، پراکنده، انفرادی، تک و توک، تک تک
واژه نامه بختیاریکا
تَک و تُک؛ تک و کُرا؛ تیک؛ تاک؛ تیک و تاک؛ تیکِه نوکِه
کلمات مرتبط
تکوتوک
تک و تا
تک و تو
تک و تیم
تک و تینار
تک و پز
تک و په
تک و په داشتن
تک و تل
نظرات