تپیدن . [ ت َ دَ ] (مص ) (منحوت از تپمق ترکی ) متعدی آن تپاندن . به فشار جای گرفتن : زنها و بچه ها بدیدن امنیه همگی تپیدند توی آغل هاشان . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
بهزور و فشار در جایی داخل شدن؛ چپیدن.
۱. لرزیدن.
۲. زدن نبض و قلب.
۳. [قدیمی، مجاز] بیآرام شدن؛ بیقراری کردن.