کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : توپ انداز
تلفظ بین المللی :
/tˈuːp ˈaːndˈɑz/
تلفظ :
[t'u:p 'a:nd'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
توپ اندازی
توپ انداختن
قایق موشک انداز کلاس تیپ 024
شپش توی جیب کسی سه قاپ یا چارقاپ می اندازد یا می زند یا می ریزد
ما تو را به جنب وجوش می اندازیم
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
باد به یا توی غبغب انداختن
کسی را به یا توی هچل انداختن
تور انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
توپ انداز. [ اَ ] ( نف مرکب ) کسی که توپ می اندازد. توپچی. رجوع به توپچی و توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
کسی که توپ می اندازد توپچی .
مترادف و متضاد
cannoneer
(اسم)
توپچی، توپ انداز
کلمات مرتبط
توپ اندازی
توپ انداختن
قایق موشک انداز کلاس تیپ 024
شپش توی جیب کسی سه قاپ یا چارقاپ می اندازد یا می زند یا می ریزد
ما تو را به جنب وجوش می اندازیم
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
باد به یا توی غبغب انداختن
کسی را به یا توی هچل انداختن
تور انداختن
نظرات