معانی کلمه : تهتک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بی شرمی و بدزبانی.
۲. پرده دریدگی، رسوایی.
۳. [قدیمی] رسوا شدن.
۲. پرده دریدگی، رسوایی.
۳. [قدیمی] رسوا شدن.
فرهنگ معین
(تَ هَ تُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - دریده شدن پرده . ۲ - رسوایی .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) دریده شدن پرده رسوا شدن . ۲- ( اسم ) پرده دری بی شرمی رسوایی . جمع : تهتکات .
مترادف و متضاد
۱. بیشرمی، پردهدری، رسوایی، هتاکی
۲. رسوا شدن
