معانی کلمه : تهلکه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
هلاک شدن، نابود شدن.
فرهنگ معین
(تَ لُ کِ ) [ ع . تهلکة ] (مص ل . ) هلاک شدن ، نابود گشتن .
فرهنگ فارسی
هلاک شدن، نابودشدن ، هرامری که نتیجه وعاقبتش هلاک ونابودی باشد
۱ - ( مصدر ) هلاک شدن نابود گشتن . ۲ - ( اسم ) هلاک نابودی . ۳ - ( اسم ) هر چیزی که نتیجه اش نابودی باشد .
۱ - ( مصدر ) هلاک شدن نابود گشتن . ۲ - ( اسم ) هلاک نابودی . ۳ - ( اسم ) هر چیزی که نتیجه اش نابودی باشد .
مترادف و متضاد
مخاطره، مهلکه، نابودی، هلاکت
