معانی کلمه : تهاویل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سهمگینی، ترساندن.
۲. (اسم ) رنگ های گوناگون از سرخ، سبز، و زرد.
۲. (اسم ) رنگ های گوناگون از سرخ، سبز، و زرد.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] جِ تهویل .
فرهنگ فارسی
زینت تصاویرونقوش، رنگهای سبزوسرخ وزرد، تهویل
( مصدر اسم ) جمع : تهویل . ۱ - ترسانیدنیها . ۲ - رنگهای مختلف از سرخ و زرد و سبز زینت تصویرها .
( مصدر اسم ) جمع : تهویل . ۱ - ترسانیدنیها . ۲ - رنگهای مختلف از سرخ و زرد و سبز زینت تصویرها .
