معانی کلمه : تاویل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گردانیدن کلام و برخلاف ظاهر معنی کردن آن.
۲. تعبیر و تفسیر خواب.
۳. توجیه.
۲. تعبیر و تفسیر خواب.
۳. توجیه.
فرهنگ معین
( تأویل ) (تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بازگردانیدن . ۲ - تفسیر کردن ، بیان کردن . ۳ - (اِمص . ) شرح و بیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر. ج . تأویلات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تعبیر کردن
بازگشت کردن ازچیزی، بازگردانیدن، تعبیرکلام
( مصدر ) ۱- باز گردانیدن بازگشت دادن . ۲- تفسیر کردن بیان کردن . ۳- ( اسم ) شرح و بیان کلمه یا کلام بطوری که غیر از ظاهر آن باشد تعبیر. جمع : تاویلات
تره ایست بستانی خوشبو .
( مصدر ) ۱- باز گردانیدن بازگشت دادن . ۲- تفسیر کردن بیان کردن . ۳- ( اسم ) شرح و بیان کلمه یا کلام بطوری که غیر از ظاهر آن باشد تعبیر. جمع : تاویلات
تره ایست بستانی خوشبو .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بیان کردن، تفسیر کردن
بیان، تبیین، تشریح، توجیه، تعبیر، تفسیر، توضیح، شرح
۱. بیان، تبیین، تشریح، توجیه، تعبیر، تفسیر، توضیح، شرح
۲. بیان کردن، تفسیر کردن
۳. تعبیر کردن
