کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تهادم
تلفظ بین المللی :
/tahˈɑdam/
تلفظ :
[tah'Adam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاخص تهاجم
شرط برگشت کرایه در تصادم
علی تهامی
موشک تهاجمی پرسه زن
با تصادم ایجاد صدا کردن
باعقب کشتی تصادم کردن
تصادم دو توپ
تصادم شدید کردن
تصادم کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تهادم. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) باهم رایگان ومباح کردن خون را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تهادر. ( اقرب الموارد ). رجوع به تهادر شود.
فرهنگ فارسی
با هم رایگان و مباح کردن خون را تهادر
کلمات مرتبط
شاخص تهاجم
شرط برگشت کرایه در تصادم
علی تهامی
موشک تهاجمی پرسه زن
با تصادم ایجاد صدا کردن
باعقب کشتی تصادم کردن
تصادم دو توپ
تصادم شدید کردن
تصادم کردن
نظرات