Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنحنح کردن

تلفظ بین المللی : /tanˈahanh kˈardan/ تلفظ :‌ [tan'ahanh k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تصحیح کردن
  • تغییر دادن یا تصحیح کردن
  • تنحنح
  • فرش تنان
  • کیسه تنان
  • بشکل نرم تنان
  • تصحیح شده
  • تصحیح نشده
  • تکیه هفت تنان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تنحنح کردن. [ ت َ ن َ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خفیدن. سرفه کردن.گلو روشن کردن : در رفت در سرای پرده بایستاد و تنحنح کرد. من آواز امیر شنیدم که گفتی چیست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 479 ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

خفیدن . سرفه کردن

کلمات مرتبط

  • تصحیح کردن
  • تغییر دادن یا تصحیح کردن
  • تنحنح
  • فرش تنان
  • کیسه تنان
  • بشکل نرم تنان
  • تصحیح شده
  • تصحیح نشده
  • تکیه هفت تنان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات