معانی کلمه : تمهید ساختن
لغت نامه دهخدا
تمهید ساختن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) تمهیدکردن. راست کردن. ترتیب و انتظام دادن :
کافرم گر پیش از او یا بیش از او اسلام را
زین نمط کو ساخت تمهید موفر ساختند.رجوع به تمهید و دیگر ترکیبهای آن شود.
کافرم گر پیش از او یا بیش از او اسلام را
زین نمط کو ساخت تمهید موفر ساختند.رجوع به تمهید و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
تمهید کردن . راست کردن
