Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تمندل

تلفظ بین المللی : /tˈamndel/ تلفظ :‌ [t'amndel]
لغت نامه دهخدا
  • ترندلنبورگ فریدریش
  • تیندل ویلیام
  • تمندر
  • تمنده
  • تندل
  • تصندل
  • تمدل
  • تمندار
  • تمنداری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تمندل. [ ت َ م َ دُ ] ( ع مص ) دست در دستار خوان مالیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پاک کردن دست را بمندیل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تندل. تمسح. ( اقرب الموارد ). خشک کردن روی را با رومال و امثال آن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : انما کره التمندل بعد الوضوء لان کل قطرة توزن. ( تاریخ اصفهان ابونعیم ج 1 ص 240، یادداشت ایضاً ). || دستار در سربستن. ( تاج المصادر بیهقی ). دستار بر میان بستن. ( م...

کلمات مرتبط

  • ترندلنبورگ فریدریش
  • تیندل ویلیام
  • تمندر
  • تمنده
  • تندل
  • تصندل
  • تمدل
  • تمندار
  • تمنداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات