معانی کلمه : تمایل داشتن
فرهنگ فارسی
گرایش داشتن، میل داشتن، خواستن
( مصدر ) میل داشتن رغبت داشتن .
جملات نمونه
او اصلا تمایلی به ازدواج نداشت
she was not at all inclined to get married
از نظر سیاسی رضا کمی به چپ تمایل دارد
politically, Reza leans a little toward the left
مترادف و متضاد
خواهانبودن، میل داشتن، گرایش داشتن، رغبت داشتن، رغبت نشان دادن، متمایل بودن
