Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمایل

تلفظ بین المللی : /tamˈɑjol/ تلفظ :‌ [tam'Ajol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • تمایل ب چپ
  • تمایل برگشت باصل
  • تمایل به دوستی
  • تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
  • تمایل به یک طرف
  • تمایل بیجهت
  • تمایل بیک سو
  • تمایل داشتن
  • تمایل طبیعی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تمایل. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص )پیچ پیچان رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). میل و کجی و کج شدگی در رفتار. ( ناظم الاطباء ). تبختر در راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). || چسبیدن. ( زوزنی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || تفاتن و تحارب میان قوم. ( از اقرب الموارد ). || میل کردن. ( آنندراج ). رجوع به میل شود.

فرهنگ عمید

۱. اظهار میل ورغبت کردن.
۲. به طرفی یا به چیزی مایل شدن، به یک سو کج شدن.

فرهنگ معین

(تَ یُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - اظهار میل و رغبت کردن . ۲ - به سوی چیزی کج شدن . ۳ - (اِمص . ) گرایش ، میل . ۴ - عاطفه ، احساس .

فرهنگ فارسی

(جمع آن تمایل‌ها و تمایلات است) خواست، میل، گرایش

اظهارمیل ورغبت کردن، بیکسوکج کردن
۱-( مصدر ) گراییدنمیل کردن.۲ -اظهار میل و رغبت کردن . ۳ - بیکسوی کج شدن . ۴ - ( اسم ) گرایش میل . ۵ - عاطفه احساس . جمع : تمایلات .

دانشنامه عمومی

تمایل به صورت های مختلف برای نشان دادن شروع فعالیت عمدی، حالت ذهنی همراه با میل به عمل و گرایش آگاهانه به عمل، مورد استفاده قرار می گیرد. تمایل هنوز در مفهومی عام و نادقیق بکار برده می شود تا بر عوامل «درونی» تعیین کنندهٔ عمل، همراه با ویژگی های تبعی انگیزه ها تاکید شود.wiki: آماری یا یکی از نتایج آن است که به موجب آن امید ریاضی مقادیر این نتایج با مقادیر واقعی آن ها تفاوت دارد.تمایل در انتخاب باع...

جملات نمونه

تمایل جنسی

sexual drives

تمایل به چاق شدن

the tendency to grow fat

تمایل او بیشتر به رفتن بود

he was more inclined to go

مترادف و متضاد

آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس ≠ تنفر

۱. آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس ≠ تنفر
۲. گراییدن، متمایلشدن، میل کردن
۳. خمیدگی
۴. احساس، عاطفه

hang (اسم)تعلیق، تمایل، مفهوم، طرزاویختنaddiction (اسم)خو گرفتگی، عادت، اعتیاد، اعتیاد دادن، میل، تمایل، خوی، طبع، فرقهinclination (اسم)انحراف،...

فرهنگ فارسی ساره

گرایش، دلبستگ


کلمات مرتبط

  • تمایل ب چپ
  • تمایل برگشت باصل
  • تمایل به دوستی
  • تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
  • تمایل به یک طرف
  • تمایل بیجهت
  • تمایل بیک سو
  • تمایل داشتن
  • تمایل طبیعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات