معانی کلمه : تلویحا
لغت نامه دهخدا
( تلویحاً ) تلویحاً. [ ت َل ْ حَن ْ ] ( ع ق ) به اشاره. مقابل تلمیحاً. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تلویح و تلمیح شود.
فرهنگ فارسی
سربسته، به اشاره
سربسته باشاره . یا تلویحا و تصریحا . سربسته و آشکار .
دانشنامه عمومی
تلویحاً؛ در پرده، پوشیده، سربسته، نهانی، در لفافه.
جملات نمونه
او رضایت خود را تلویحا ابراز داشت
she expressed her consent implicitly
فرهنگ فارسی ساره
سربسته
