تلاقی. [ ت َ ] ( ع مص )فاهم رسیدن و یکدیگر را دیدن. ( زوزنی ). یکدیگر را دیدن. ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). باهم ملاقات کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). دیدار کردن و همدیگر را دیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بیکدیگر رسیدن. ( از اقرب الموارد ). یوم التلاقی ؛ روز رستخیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) ملاقات و مصادفت. || دچارشدگی : تلاقی فئتین ...
فرهنگ عمید
۱. به هم رسیدن، رسیدن دو شخص یا دو چیز به هم. ۲. یکدیگر را دیدن، دیدار کردن با هم.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) دیدار کردن .
فرهنگ فارسی
بهم رسیدن، رسیدن، دیدارکردن، روزقیامت، دیدن ۱ -( مصدر ) دیدار کردن فراهم رسیدن بهم رسیدن هم را دیدن . ۲ -( اسم ) دیدار . یا یوم تلاقی ( یوم التلاقی ) . روز قیامت .